داستان کوتاه.نقد. |
نگاهی بر ساختار فیلم زندگی شگفت انگیز بنجامین باتن
فیلم نامه ی زیبای اریک راث از داستان زندگی شگفت انگیز بنجامین باتن اثر اسکات فیتز جرالد در دست توانای دیوید فینچر به خوبی به تصویر کشیده شد اگرچه خلاهایی در آن بود که از دید یک بیننده و منتقد حرفه ای دور نمی ماند و شاید همین امر سبب شد تا بنجامین نتواند همه ی اسکار را بگیرد.
1. رشد نزولی بنجامین فقط جسمانی است نه ذهنی.
2. روان بنجامین تحت تاثیر زمان معکوس بدنش قرار نمی گیرد.
3. پیرامون به راحتی موقعیت بنجامین را درک کرده و او را در جامعه ی خود می پذیرند، بین جامعه و بنجامین تقابلی به وجود نمی آید.
4. با آن که بنجامین تنها موجود متفاوت است به راحتی با وضعیت و موقعیت خود کنار آمده آن را می پذیرد و نسبت به متفاوت بودن خودش دچار چالش نمی شود.
5. بنا به وضعیت بنجامین او دارای درگیری ذهنی – درونی با خودش نیست.
6. بنجامین با دنیای پیرامون دچار چالش نمی شود.
7. بنجامین که از آستانه ی مرگ به دنیا آمده و می تواند در دوران میان سالی رو به جوانی- که دغدغه ی مرگ اساسی ترین دغدغه ی انسان از جوانی به پیری است و انسان هر دم به مرگ نزدیک تر می شود - بنجامین خود را از مرگ رسته بداند و این تفاوت در دوره ی جوانی با لذت مورد استفاده قرار دهد که این امر اتفاق نمی افتد.
8. با مرگ و گریز بنجامین از مرگ که او در کانون مرگ بزرگ شده و ار آن می گریزد درگیری رخ نداده است.
9. چرخه ی عشق دیزی می توانست در دخترش تکمیل شود آن جا که بنجامین نوجوان به سالن آموزش رقص دیزی میان سال می آید به جای این که دیزی او را به دخترش کاترین معرفی کند می توانست این شناسایی صورت نگیرد و کاترین نوجوان عاشق بنجامین نوجوان- پدرش شود و در نتیجه فیلم در لحظه ی گره گشایی راز کیستی بنجامین برای کاترین، او راز عشق نایافته ی ذهنی دوران نوجوانی اش را برملا کند و از آگاهی نسبت به عشق ورزی ذهنی به پدرنوجوانش ابراز شگفتی و سرخوردگی کند.
10. کشمکش درونی بنجامین برای تبدیل نشدن به کودک و تلاش او برای رها شدن از این اضمحلال صورت نمی گیرد؛ هم چنان که انسان از پیری و مرگ می گریزد اینک بنجامین باید از کودک شدن که راهی به سوی تبدیل به نطفه شدن است بگریزد و تلاش کند که این امر صورت نگیرد.
11. مرگ بنجامین در نوزادی و در آغوش دیزی پیر رخ می دهد در حالی زیباتر آن بود که بنجامین راه به سوی نطفه و هیچ شدن را طی کند.
12. این که چرا بنجامین به عنوان تجلی گر آن ساعت و زمان روبه عقب برگزیده شد معلوم نیست مگر این که عاملی در شکل گیری نامتعارف او در ارتباط با زمان معکوس و ساعت عجیب وجود داشته باشد.
با تمام این اوصاف فیلم زندگی شگفت انگیز بنجامین باتن فیلمی زیبا، جذاب و دیدنی است که انسان را مسحور می کند.
عالمه میرشفیعی
رشته ی تسبیح
داستان رشته ی تسبیح از عباس معروفی داستانی استعاری است که بیتی از غزل حافظ را تداعی می کند:
رشته ی تسبیح اگر بگسست معذورم دار
دستم اندر ساعد ساقی سیمین ساق بود
موتیف تسبیح کارکرد استعاری عناصر و ساختار داستان را تقویت می کند در راستای این که سایر عناصر موجود و کارکرد موتیف گرایانه ی آن ها در خدمت موتیف تسبیح قرار می گیرد مثل پدربزرگ و چاه و آن دیالوگ اصلی داستان که فضا و معنای داستان را زیر پوشش قرار می دهد و بعد استعاری داستان را دو چندان می کند آن جا که پدربزرگ به راوی می گوید وقتی مردم تسبیح را به تو می دهم و راوی می گوید کی می میری؟
جدول روزهای هفته
![]()
|
نام کنونی |
نام ایرانی |
نام سُغدی1 |
ستاره وابسته |
نام انگلیسی |
مانک |
|
یکشنبه |
يوشمبت2 |
مهرشید روز |
خورشید |
Sunday |
روز خورشید |
|
دوشنبه |
دوشمبت |
مهشید روز |
ماه |
Monday |
روز ماه |
|
سهشنبه |
سهشمبت |
بهرامشید روز |
مریخ ، ایزد جنگ |
Tuesday |
روز ایزد جنگ |
|
چهارشنبه |
چرشمبت |
تیرشید روز |
عطارد |
Wednesday |
روز عطارد |
|
پنجشنبه |
پنجشمبت |
برجیسشید روز |
مشتری ، ایزد آذرخش |
Thursday |
روز ایزد آذرخش |
|
آدینه |
شششمبت |
ناهیدشید روز |
زهره ، ستاره شادی آور3 |
Friday |
روز ستارهی شادی آور |
|
شنبه |
شمبت |
کیوانشید روز4 |
زحل |
Saturday |
روز زحل |
و سه گوش و شال خاكستري
صندلي چرخيد و مرد كاملا ، رو به روي زن قرار گرفت .
زن ريشههاي شال را دور انگشتانش ميپيچيد و رها ميكرد .
مرد ريشههاي شال را از لاي انگشتان زن درآورد .
زن به تصوير روي صفحه نمايش كامپيوتر نگاه كرد و مرد ...
...........................
گفت: منظورم کدوم شاهنامه است؟ مگه نمی دونین ؟ شما که می گید دارید شاهنامه می خونید..............
برای خواندن این خاطره به ادامه ی مطلب رجوع کنید.
بيا از من رها شو
براي من از خاطره ها جدا شو
يك شب ببار مثل باران
براي من زيبا ترين قصه ي درياشو .
سمیه میرشفیعی
|
Pleas read completey! |
|
This is a poem این شعر توسط یک نوجوان متبلا به سرطان نوشته شده است. |
الفبای درد
الفبای درد از لبم می تراود
نه شبنم ، که خون از شبم می ترواد
سه حرف است مضمون سی پاره ی دل
الف ، لام ، میم. از لبم می تراود
چنان گرم هذیان عشقم که آتش
به جای عرق از تبم می تراود
ز دل بر لبم تا دعایی بر آید
اجابت ز هر یاربم می تراود
ز دین ریا بی نیازم ، بنازم
به کفری که از مذهبم می تراود
زنده یاد قیصر امین پور
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|